السيد الطباطبائي
42
مجموعه رسائل ( فارسى )
روزانه ارتباط دارد همگى يكجا و يكپارچه توحيد است . در منطق اصطلاحى وجود دارد كه مىگويند : تحليل و تركيب . اين دو كلمه كه در آنجا در ( فكر ) به كار مىرود از علوم طبيعى اتخاذ شده است و مراد اين است كه همانطور كه در عالم ماده تجزيه و تركيب است ، يعنى همه مركبات ، تجزيه مىشود به عناصر اوليه ، و اگر آن عناصر را تركيب كنند دو مرتبه آن مركب تشكيل مىگردد ، در انديشهها و افكار نيز چنين است . تمام انديشه هاو افكار بشر را فيلسوفان مىگويند به اصل عدم تناقض بر مىگردد . يعنى اگر تحليل و تجزيه بكنند ، بازگشت به اين اصل مسلم بديهى مىنمايد . در اسلام چنين اصلى وجود دارد كه همان « توحيد » است . يعنى تمام مبانى اسلام را اگر تحليل كنيم بازگشت به توحيد مىكند . اگر نبوت و معاد را كه دو اصل ديگر از اصول اعتقادى هستند و يا امامت را مورد تحليل قرار دهيم در شكل ديگر ، توحيد است . و اگر دستورهاى اخلاقى و يا احكام اجتماعى اسلامى را مورد بررسى قرار دهيم در شكل توحيد خود نمايى مىكند . « 1 » سپس استاد شهيد رحمه الله اشاره مىكند كه اين مطلب را از تفسير شريف الميزان استفاده كردهاند و از افاضات خود مرحوم علامه است . « 2 » معمولًا چنين پنداشته مىشود كه مقصود از توحيد همان قضيهء « خدا هست » مىباشد ، اگر چه چنين نيز هست ، اما مسئله به اينجا محدود نمىشود و ابعادى وسيعتر و دامنهاى فراختر دارد . « توحيد در خلاقيت » ، « توحيد در ربوبيت » ، « توحيد در عبادت » ، « توحيد در محبت » ، « توحيد در تشريع و تقنين » به علاوه توحيد در ذات و صفات و افعال كه به ترتيب « توحيد ذاتى » و « توحيد صفاتى » و « توحيد افعالى »
--> ( 1 ) . استاد مطهرى ، آشنايى با قرآن ، سورههاى حمد و بقره ، ص 33 ( 2 ) . مرحوم علامه در جلد 11 ترجمه تفسير الميزان در تفسير سوره مائده ( چاپ كانون انتشارات محمدى ) اين مطلب را مطرح فرموده است